السيد الطباطبائي
476
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
و لذا امام ( ع ) سخن او را رد نكرد و پذيرفت . 2 - و احتمال بعيد هست كه آن شخص همان شق اول را اختيار كرده است . در اين صورت سخن امام ( ع ) كه فرمود : در اين صورت چيزى از كار به تو نمى رسد . يعنى تو در انجام فعل استقلال ندارى كه بتوانى همه چيزها را كه فعل به آن ها متوقف است ، در اختيار داشته باشى . و نتيجه اين مىشود : چون آن شخص قَدَرى و تفويضى بوده ، امام به او فرمود : اگر اين شق را اختيار كنى در واقع به بطلان آن چه كه معتقد بودى كه عبارت باشد از استقلال بنده ( تفويض ) معتقد شده اى و لابد است كه چنين كنى ( يعنى اعتقاد به تفويض را رها كنى و « استطاعة بالله » را بپذير ) . بررسى : 1 - براى شناسائى جايگاه زمانى حديث ، كه براى شناخت پيامش ضرورت دارد ، بايد توجه كرد كه اين حديث سخن اميرالمومنين ( ع ) است . و در آن تاريخ نه خبرى از معتزله بود و نه از اشعرى . معتزله در اواخر عصر بنى اميه و اشعريه در زمان بنى عباس ، به وجود آمده اند . و هنوز عنوان هائى از قبيل « استطاعت قبل الفعل » و « استطاعت حين الفعل » ، به وجود نيامده بود . پس بايد اين حديث را در فضائى آزاد از آن اصطلاحات ، تفسير كرد . نه آن طور كه مرحوم طباطبائى تفسير كرده است . 2 - مرحوم مجلسى ( ره ) در مقام تفسير هم فقرات حديث نيست ، او مى كوشد تنها يك جمله از اين حديث را معنى كند ، جمله اى كه براى هر كس ، سوال انگيز است كه عبارت است از « فَلَيْسَ إِلَيْكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْء » كه به دنبال « إِنْ زَعَمْتَ أَنَّكَ بِاللَّهِ تَسْتَطِيع » آمده است . پرسش اين است : امام ( ع ) در پايان ، همين « استطيع بالله » را پذيرفته و آن را صحيح دانسته است ، پس مرادش از « فَلَيْسَ إِلَيْكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْء » چيست ؟ اگر مرادش اين است كه بندگان